

ما این نامه را در حمایت از محبوبه ابراهیمی، شاعر، مینویسیم.
The Issue
ما این نامه را در حمایت از محبوبه ابراهیمی، شاعر، مینویسیم.
بر هیچکدام از ما ابعاد خشونت جنسی و جنسیتی که در تار و پود فضاهای هنری و ادبی تنیده شده است، پوشیده نیست. ساختارهای مردسالارانهای که با شبکههای قدرت، همدستی و وفاداری گروهی بازتولید میشوند، همواره زنان و افراد کوییر را به حاشیه میرانند. مردان این حلقهها، بهواسطه اعتبار هنری و ادبی و شبکههای وفاداری پیرامونشان، اغلب حاشیهای امن برای اعمال انواع خشونت جنسی و جنسیتی پیدا میکنند و تقریباً همیشه مطمئناند که این اعمال قدرت پیامد جدیای برایشان نخواهد داشت.
از سوی دیگر، فضای قربانینکوه جامعه، شرایط را برای راویان دشوارتر و پرهزینهتر میکند. وقتی زنی جلو میآید و روایت میکند، جامعه و بهخصوص حلقههای وفادار به آزارگر و متعرض، اغلب ابتدا و تحت عنوان «بیطرفی» در کنار فرد قدرتمند میایستند. ارجاع به اینکه چرا شکایت نکرد، چرا شکایت کرد، چرا دیر گفت، چرا زود گفت، چه پوشیده بود، خودش چه کرده بود و پرسشهای بیشمار دیگری که در نهایت چیزی جز بازتولید افسانهها و کلیشههای مربوط به خشونت جنسی و جنسیتی نیستند، بخشی از همین سازوکارند.
ما همچنین بهخوبی آگاهیم که این اتفاقات تک و پراکنده نیستند، بلکه الگوهای خشونت را دنبال میکنند. بسیاری از روایتها هرگز به فضای عمومی راه پیدا نمیکنند. پشت بسیاری از روایتهای علنی، روایتهای دیگری وجود دارند که در شبکههای خصوصی و امن گفته میشوند و گاه سالها گرد زمان بر آنها مینشیند. اما این روایتها با ماست و فراموششان نمیکنیم.
از سوی دیگر، ما به پیچیدگی مسئله خشونت جنسی و جنسیتی، بهویژه وقتی پای سیستم قضایی به میان میآید، آگاهیم. در بسیاری از این موارد شاهدی وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد، وفاداری به جمع، آزارگر یا زنستیزی نهادینهشده میتواند شاهدین را منصرف کند و راویان را از شکایت کردن بازدارد یا آن را به تأخیر بیندازد. با این حال، ارجاع به سیستم قضایی نمیتواند راهی برای برداشتن مسئولیت از دوش انجمنها و نهادها باشد. مسئولیت نهادی با مسئولیت قضایی جایگزین نمیشود.
هر انجمن، بهخصوص در کشوری چون سوئد، وظیفه دارد بهصورت فعالانه برای زنان و افراد کوییر فضای امن ایجاد کند، پروتکلهایی روشن برای مقابله با قلدری و خشونت جنسی و جنسیتی داشته باشد، این خشونت را جدی بگیرد و برای آن خط قرمز مشخصی داشته باشد. سکوت، بیعملی و پناه گرفتن پشت مفهوم «بیطرفی» نیز بخشی از سازوکاری است که به بازتولید خشونت و مصونیت آزارگران کمک میکند.
ما در کنار این راوی و تمام راویان میایستیم. روایتشان را باور میکنیم و تسلیم فضای مردسالارانه جامعه و حلقههای قدرت نمیشویم. راویان آینده باید بدانند که کسانی هستند که حرفشان را میشنوند، باورشان میکنند و در کنارشان میایستند.
امن کردن فضا برای روایت، وظیفه فمینیستی ماست و هرگز از آن کوتاه نخواهیم آمد.
نسرین ابراهیمی - جامعه شناس، فعال حقوق زن و کودک
پروین اشرفی - مسؤول پیج صدای زن هادی نظری ، عضو شبکه زنان
خجسته الهام - کارشناس مطالعات جنسیتی و شاعر
حسینا بورگان - نقاش
ناجیه حنیفی - فمینسیت افغانستانی-کانادایی
عزیزه خیراندیش - دبیر نهاد برابری اجتماعی زنان
طلایه راوک - عضو انجمن برابری اجتماعی، کارشناس ارشد سیاست تطبیقی
آمازون رضایی - عضو انجمن برابری
شهربانو سادات - فیلمساز
طاهره سجادی - فعال نهاد برابری اجتماعی زنان
سائمه سلطانی - فعال فمنیست
مرسل سیاس - نویسنده و مدیر اجرایی پادکست شکر
نیلوفر صفورا – نویسنده، کنشگر اجتماعی
مرجان علیپور - فعال برابری جنسیتی
مژده علیپور - عضو انجمن برابری اجتماعی زنان
هلن فرمان - کنشگر اجتماعی، دکترای علوم
عارف فرمان
سمیه فیضی - عضو انجمن برابری زنان
لیلا قرایی - دبیر شبکه زنان سوئد
زلمی کاوه – نویسنده، شاعر
کتایون کشاورزی - جامعهشناس، فمنیست
فرزانه کریمی - کنشگر اجتماعی
آمنه کریمیان - فعال حقوق زن، مهندس ستاره شناس
سلما گل - فعال جنبش زنان
نرگس مبارز - عضو نهاد برابری اجتماعی زنان
غزاله معتمد - سینماگر و فعال جنبش میتو
ناهید مهرگان - نویسنده و رواندرمانگر سیستمایک
مزدا مهرگان - شاعر و کنشگر اجتماعی
منیره هاشمی - نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر
جمیله عظیمی -عضو انجمن اجتماعی زنان
فرزانه کریمی، کنشگر اجتماعی.
فرینوش علیپور، کنشگر اجتماع
هادی نظری ، عضو شبکه زنان
نادر ثانی , آموزگار فعال سیاسی چپ

242
The Issue
ما این نامه را در حمایت از محبوبه ابراهیمی، شاعر، مینویسیم.
بر هیچکدام از ما ابعاد خشونت جنسی و جنسیتی که در تار و پود فضاهای هنری و ادبی تنیده شده است، پوشیده نیست. ساختارهای مردسالارانهای که با شبکههای قدرت، همدستی و وفاداری گروهی بازتولید میشوند، همواره زنان و افراد کوییر را به حاشیه میرانند. مردان این حلقهها، بهواسطه اعتبار هنری و ادبی و شبکههای وفاداری پیرامونشان، اغلب حاشیهای امن برای اعمال انواع خشونت جنسی و جنسیتی پیدا میکنند و تقریباً همیشه مطمئناند که این اعمال قدرت پیامد جدیای برایشان نخواهد داشت.
از سوی دیگر، فضای قربانینکوه جامعه، شرایط را برای راویان دشوارتر و پرهزینهتر میکند. وقتی زنی جلو میآید و روایت میکند، جامعه و بهخصوص حلقههای وفادار به آزارگر و متعرض، اغلب ابتدا و تحت عنوان «بیطرفی» در کنار فرد قدرتمند میایستند. ارجاع به اینکه چرا شکایت نکرد، چرا شکایت کرد، چرا دیر گفت، چرا زود گفت، چه پوشیده بود، خودش چه کرده بود و پرسشهای بیشمار دیگری که در نهایت چیزی جز بازتولید افسانهها و کلیشههای مربوط به خشونت جنسی و جنسیتی نیستند، بخشی از همین سازوکارند.
ما همچنین بهخوبی آگاهیم که این اتفاقات تک و پراکنده نیستند، بلکه الگوهای خشونت را دنبال میکنند. بسیاری از روایتها هرگز به فضای عمومی راه پیدا نمیکنند. پشت بسیاری از روایتهای علنی، روایتهای دیگری وجود دارند که در شبکههای خصوصی و امن گفته میشوند و گاه سالها گرد زمان بر آنها مینشیند. اما این روایتها با ماست و فراموششان نمیکنیم.
از سوی دیگر، ما به پیچیدگی مسئله خشونت جنسی و جنسیتی، بهویژه وقتی پای سیستم قضایی به میان میآید، آگاهیم. در بسیاری از این موارد شاهدی وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد، وفاداری به جمع، آزارگر یا زنستیزی نهادینهشده میتواند شاهدین را منصرف کند و راویان را از شکایت کردن بازدارد یا آن را به تأخیر بیندازد. با این حال، ارجاع به سیستم قضایی نمیتواند راهی برای برداشتن مسئولیت از دوش انجمنها و نهادها باشد. مسئولیت نهادی با مسئولیت قضایی جایگزین نمیشود.
هر انجمن، بهخصوص در کشوری چون سوئد، وظیفه دارد بهصورت فعالانه برای زنان و افراد کوییر فضای امن ایجاد کند، پروتکلهایی روشن برای مقابله با قلدری و خشونت جنسی و جنسیتی داشته باشد، این خشونت را جدی بگیرد و برای آن خط قرمز مشخصی داشته باشد. سکوت، بیعملی و پناه گرفتن پشت مفهوم «بیطرفی» نیز بخشی از سازوکاری است که به بازتولید خشونت و مصونیت آزارگران کمک میکند.
ما در کنار این راوی و تمام راویان میایستیم. روایتشان را باور میکنیم و تسلیم فضای مردسالارانه جامعه و حلقههای قدرت نمیشویم. راویان آینده باید بدانند که کسانی هستند که حرفشان را میشنوند، باورشان میکنند و در کنارشان میایستند.
امن کردن فضا برای روایت، وظیفه فمینیستی ماست و هرگز از آن کوتاه نخواهیم آمد.
نسرین ابراهیمی - جامعه شناس، فعال حقوق زن و کودک
پروین اشرفی - مسؤول پیج صدای زن هادی نظری ، عضو شبکه زنان
خجسته الهام - کارشناس مطالعات جنسیتی و شاعر
حسینا بورگان - نقاش
ناجیه حنیفی - فمینسیت افغانستانی-کانادایی
عزیزه خیراندیش - دبیر نهاد برابری اجتماعی زنان
طلایه راوک - عضو انجمن برابری اجتماعی، کارشناس ارشد سیاست تطبیقی
آمازون رضایی - عضو انجمن برابری
شهربانو سادات - فیلمساز
طاهره سجادی - فعال نهاد برابری اجتماعی زنان
سائمه سلطانی - فعال فمنیست
مرسل سیاس - نویسنده و مدیر اجرایی پادکست شکر
نیلوفر صفورا – نویسنده، کنشگر اجتماعی
مرجان علیپور - فعال برابری جنسیتی
مژده علیپور - عضو انجمن برابری اجتماعی زنان
هلن فرمان - کنشگر اجتماعی، دکترای علوم
عارف فرمان
سمیه فیضی - عضو انجمن برابری زنان
لیلا قرایی - دبیر شبکه زنان سوئد
زلمی کاوه – نویسنده، شاعر
کتایون کشاورزی - جامعهشناس، فمنیست
فرزانه کریمی - کنشگر اجتماعی
آمنه کریمیان - فعال حقوق زن، مهندس ستاره شناس
سلما گل - فعال جنبش زنان
نرگس مبارز - عضو نهاد برابری اجتماعی زنان
غزاله معتمد - سینماگر و فعال جنبش میتو
ناهید مهرگان - نویسنده و رواندرمانگر سیستمایک
مزدا مهرگان - شاعر و کنشگر اجتماعی
منیره هاشمی - نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر
جمیله عظیمی -عضو انجمن اجتماعی زنان
فرزانه کریمی، کنشگر اجتماعی.
فرینوش علیپور، کنشگر اجتماع
هادی نظری ، عضو شبکه زنان
نادر ثانی , آموزگار فعال سیاسی چپ

Supporter Voices
Petition Updates
Share this petition
Petition created on August 26, 2026