

نه» به سلطهگری جنسیتی و آزار جنسی»
The Issue
حالا دیگر نام محسن نامجو در کنار نام دیگر آزاردهندگان جنسی قرار گرفته است، روایتهایی که در ماههای گذشته و با قوت گرفتن جنبش «من هم» منتشر شد، با توضیح کوتاه اکانتی به نام «ماهی» درباره آزار جنسی این خواننده همراه بود.
واکنش اولیه در برابر این اتهام، انکار موضوع بود. درعین حال محسن نامجو در یک ویدیو گفت که آن آدم هفت سال پیش نیست و در این سالها چیزهای زیادی در مورد حقوق زنان آموخته است.
اما انتظار بسیاری از مخاطبان او که اتفاقا در طول سالها موسیقیاش را صدای سرکوب شده خود میدانستند، این بود که به جای تکرار یک انکار جنسیتزده، توضیح منطقی و پیگیرانه میشنیدند.
انتظار آزاردیدگان از رسانهها نیز این بود که با توجه به شهرت این خواننده موضوع را پیگیری کنند. انتظار افکار عمومی از کسانی که به او تریبون میدهند یا حامی مالی موسیقیاش بودهاند این بود که این همکاری را مشروط به شفافیت این اتهام و اعتراض کنند.
اما هیچ کدام از اینها رخ نداد. در عوض هفته گذشته یک اجرای هنری جدید او در یک رسانه باز نامش را بر سر زبانها انداخت. اینبار این بیمحلی به اعتراض، و سکوت حمایتگرانه از او، آزاردیدگان را چنان زخمی کرد که دیگر سکوت را جایز ندانستند و شجاعانه زبان به اعتراض و روشنگری درباره واقعیت تلخ آزارها کردند.
در برابر این اعتراض ابتدا محسن نامجو با ظاهر مظلومانه در برابر دوربین نشست و از خود چهرهای نشان داد که به جای نگاه کردن در چشم دوربین-و مخاطبانش- به مانیتور یک لپتاپ نگاه میکند و با شرمندگی و مظلومیت متنی را روخوانی میکند.
او در این متن که به ظاهر یک عذرخواهی بود، انکار اولیه را نادیده گرفت و پذیرفت که آزارگری کرده است اما به جای پذیرش مسوولیت فردی و جبران آن، به جای روشن کردن اینکه این آزار چه بوده و مخاطبانش چه کسانی هستند، از حقوق زنان و جنبش زنان قصه بافت و آزارگری شخصیاش را به استبداد حکومت ایران و اینکه در زمین و هوا به حقوق مردم تجاوز میکند ربط داد.
اما یک روز از انتشار این ویدیو نگذشته بود که ما صدای محسن نامجوی دیگری را شنیدیم؛ ؛صدایی واقعیت و صادقانهتر و واقعیتی وقیحانه.
محسن نامجو اودر فایل صوتی گفت که تعرض فقط به آن دو نفر (خشونتدیده و خشونتگر) ربط دارد و باید حفظ آبرو شود. استدلالی که ما را به یاد رفتار جمهوری اسلامی در برابر اعتراض به نقض حقوق بشر میاندازد که رسانهها را به سیاهنمایی چهره ایران در دنیا متهم میکند.
آقای نامجو در این فایل صوتی «یک ساعت نفس کشیدنش را معادل با شش ماه از زندگی همه معترضانش دانسته است.» اگر او تا پیش از انتشار این فایل، به آزارگری جنسی متهم شده بود، با همین یک جمله خود را به عنوان یک «زن ستیز نژادپرست طرفدار ژن خوب» معرفی کرد. این دیگر اتهام نیست اعتراف است!
او برای توجیه خشونت جنسی، تاریخ چندین صدساله ادبیات فارسی را به کمک میگیرد تا سلطهجویی مردانه پنهان در برخی از اشعار فارسی را دلیلی برای توجه نکردن به پاسخ «نه!» از سوی آزاردیدگان بداند و نخواستن آنها را «ناز و نیاز» بنامد.
هر هنرمندی حق دارد با هر کسی که میخواهد و به هر دلیلی همکاری هنری کند. اما هیچ هنرمندی حق ندارد اعتراض زنان خوانندهای را که به محرومیت هنری و صنفی خود اعتراض کردهاند، تحقیر کرده و با سوء استفاده از قدرت شهرت و محبوبیت و حمایتگران مالی، رنج و محرومیت بیشتری به آنها تحمیل کند.
ما نه به این دلیل که فعال حقوق زنان، فعال حقوق بشر، زنان خواننده، هنرمند، نویسنده یا چهرههای رسانهای هستیم، بلکه به این دلیل ساده که انسانیم، به این رفتار او اعتراض داریم و آن را بازتولید سلطهجویی میدانیم که سالهاست مردم سرزمینمان را به بند کشیده و همه ما را گرفتار بنبست تبعیض جنسیتی و استبداد مردسالارانه کرده است.
با بیثمر ماندن حربه «عذرخواهی»، ما پیشنهادی جز دادرسی عادلانه برای برونرفت از چالهای که محسن نامجو خود او را در آن گرفتار کرده نداریم و با صدای بلند حمایت بیدریغمان را از حق دادخواهی عادلانه برای آزاردیدگان اعلام میکنیم، به تبعیض جنسیتی و محرومیت خوانندگان زن اعتراض داریم و در برابر تبعیض و آزار ساکت نخواهیم نشست.
The Issue
حالا دیگر نام محسن نامجو در کنار نام دیگر آزاردهندگان جنسی قرار گرفته است، روایتهایی که در ماههای گذشته و با قوت گرفتن جنبش «من هم» منتشر شد، با توضیح کوتاه اکانتی به نام «ماهی» درباره آزار جنسی این خواننده همراه بود.
واکنش اولیه در برابر این اتهام، انکار موضوع بود. درعین حال محسن نامجو در یک ویدیو گفت که آن آدم هفت سال پیش نیست و در این سالها چیزهای زیادی در مورد حقوق زنان آموخته است.
اما انتظار بسیاری از مخاطبان او که اتفاقا در طول سالها موسیقیاش را صدای سرکوب شده خود میدانستند، این بود که به جای تکرار یک انکار جنسیتزده، توضیح منطقی و پیگیرانه میشنیدند.
انتظار آزاردیدگان از رسانهها نیز این بود که با توجه به شهرت این خواننده موضوع را پیگیری کنند. انتظار افکار عمومی از کسانی که به او تریبون میدهند یا حامی مالی موسیقیاش بودهاند این بود که این همکاری را مشروط به شفافیت این اتهام و اعتراض کنند.
اما هیچ کدام از اینها رخ نداد. در عوض هفته گذشته یک اجرای هنری جدید او در یک رسانه باز نامش را بر سر زبانها انداخت. اینبار این بیمحلی به اعتراض، و سکوت حمایتگرانه از او، آزاردیدگان را چنان زخمی کرد که دیگر سکوت را جایز ندانستند و شجاعانه زبان به اعتراض و روشنگری درباره واقعیت تلخ آزارها کردند.
در برابر این اعتراض ابتدا محسن نامجو با ظاهر مظلومانه در برابر دوربین نشست و از خود چهرهای نشان داد که به جای نگاه کردن در چشم دوربین-و مخاطبانش- به مانیتور یک لپتاپ نگاه میکند و با شرمندگی و مظلومیت متنی را روخوانی میکند.
او در این متن که به ظاهر یک عذرخواهی بود، انکار اولیه را نادیده گرفت و پذیرفت که آزارگری کرده است اما به جای پذیرش مسوولیت فردی و جبران آن، به جای روشن کردن اینکه این آزار چه بوده و مخاطبانش چه کسانی هستند، از حقوق زنان و جنبش زنان قصه بافت و آزارگری شخصیاش را به استبداد حکومت ایران و اینکه در زمین و هوا به حقوق مردم تجاوز میکند ربط داد.
اما یک روز از انتشار این ویدیو نگذشته بود که ما صدای محسن نامجوی دیگری را شنیدیم؛ ؛صدایی واقعیت و صادقانهتر و واقعیتی وقیحانه.
محسن نامجو اودر فایل صوتی گفت که تعرض فقط به آن دو نفر (خشونتدیده و خشونتگر) ربط دارد و باید حفظ آبرو شود. استدلالی که ما را به یاد رفتار جمهوری اسلامی در برابر اعتراض به نقض حقوق بشر میاندازد که رسانهها را به سیاهنمایی چهره ایران در دنیا متهم میکند.
آقای نامجو در این فایل صوتی «یک ساعت نفس کشیدنش را معادل با شش ماه از زندگی همه معترضانش دانسته است.» اگر او تا پیش از انتشار این فایل، به آزارگری جنسی متهم شده بود، با همین یک جمله خود را به عنوان یک «زن ستیز نژادپرست طرفدار ژن خوب» معرفی کرد. این دیگر اتهام نیست اعتراف است!
او برای توجیه خشونت جنسی، تاریخ چندین صدساله ادبیات فارسی را به کمک میگیرد تا سلطهجویی مردانه پنهان در برخی از اشعار فارسی را دلیلی برای توجه نکردن به پاسخ «نه!» از سوی آزاردیدگان بداند و نخواستن آنها را «ناز و نیاز» بنامد.
هر هنرمندی حق دارد با هر کسی که میخواهد و به هر دلیلی همکاری هنری کند. اما هیچ هنرمندی حق ندارد اعتراض زنان خوانندهای را که به محرومیت هنری و صنفی خود اعتراض کردهاند، تحقیر کرده و با سوء استفاده از قدرت شهرت و محبوبیت و حمایتگران مالی، رنج و محرومیت بیشتری به آنها تحمیل کند.
ما نه به این دلیل که فعال حقوق زنان، فعال حقوق بشر، زنان خواننده، هنرمند، نویسنده یا چهرههای رسانهای هستیم، بلکه به این دلیل ساده که انسانیم، به این رفتار او اعتراض داریم و آن را بازتولید سلطهجویی میدانیم که سالهاست مردم سرزمینمان را به بند کشیده و همه ما را گرفتار بنبست تبعیض جنسیتی و استبداد مردسالارانه کرده است.
با بیثمر ماندن حربه «عذرخواهی»، ما پیشنهادی جز دادرسی عادلانه برای برونرفت از چالهای که محسن نامجو خود او را در آن گرفتار کرده نداریم و با صدای بلند حمایت بیدریغمان را از حق دادخواهی عادلانه برای آزاردیدگان اعلام میکنیم، به تبعیض جنسیتی و محرومیت خوانندگان زن اعتراض داریم و در برابر تبعیض و آزار ساکت نخواهیم نشست.
The Decision Makers
Petition Updates
Share this petition
Petition created on April 18, 2021