اعتراض مکتوب به عملکرد ۳۶ ساله و درخواست پایان حکومت فردی


اعتراض مکتوب به عملکرد ۳۶ ساله و درخواست پایان حکومت فردی
The Issue
به نام پروردگار بزرگ، که همواره حامی مظلومان در برابر طاغوتهای ظالم بوده است.
در ابتدا، بر خود لازم میدانیم با هممیهنان آسیبدیده و رنجکشیدهای که در سوگ عزیزان غیور و شجاع خود نشستهاند، صمیمانه ابراز همدردی کنیم. ضمن عرض تسلیت این مصیبت بزرگ به آنان، جاودانه شدن نام عزیزانشان در تاریخ ایران را نیز تبریک و تهنیت میگوییم و به آنان اعلام میداریم که مردم غیور و آزادیخواه ایران، در کنارشان ایستادهاند و خود را ادامهدهنده راه فرزندانشان میدانند.
اما درباره فاجعه و کشتاری که در کشور رخ داده است، مسئولیت هر فرد و نهادی متناسب با میزان اختیارات اوست. از آنجا که رهبر بالاترین سطح اختیارات را دارد و فرمانده کل نیروهای مسلح نظام هم هست، بیشترین مسئولیت نیز متوجه اوست. بر این اساس، ایشان را مسئول اصلی این جنایت و کشتار میدانیم؛ موضوعی که در ادامه این نامه به تبیین جزئیات و دلایل آن خواهیم پرداخت.
آقای خامنهای
عملکرد شما در طول این سالها، که برخاسته از تفکر و سیاستی غلط و غیرقابل اجرا بوده است، باعث شده جامعه ایران، با وجود شایستگیهای فراوان، با سرخوردگی و رنجهای عمیق دست و پنجه نرم کند. اهداف و انگیزههایی که مردم ایران در قالب انقلاب ۵۷ به تحقق آنها امیدوار بودند، امروز به آرزوهایی دستنیافتنی تبدیل شدهاند.
نخستین خیانت بزرگ شما، خیانت به دین، اسلام و جامعه اسلامی این کشور بود. هرچند یکی از نتایج عملکردتان، تأیید عملی این حقیقت بود که اساساً دین باید از حکومت جدا باشد. موضوعی که بسیاری از نخبگان و عالمان دین در ابتدای انقلاب نیز نسبت به آن هشدار داده و این روزها را پیشبینی کرده بودند.
اما نکته دردناک و غیرقابل پذیرش آن است که رهبری شما، عملاً تیشه بر ریشه دین و اسلام در این کشور زد. کشوری که فرهنگ و تاریخ آن پیوندی عمیق و ناگسستنی با اسلام و تشیع دارد، به واسطه عملکرد شما به نقطهای رسیده است که ارائه و حتی دفاع از اسلام در بسیاری از خانوادهها کاری طاقتفرسا شده است. پذیرش دین برای نسلهای جدید بهگونهای نگرانکننده، دشوار و حتی ناممکن گردیده، چرا که این نسلها دین را تنها در قالب عملکرد نادرست حاکمیت دینی و نهادهای به اصطلاح اسلامی ـ که اغلب تحت نظارت مستقیم شما اداره میشوند ـ میبینند و از آن بیزار شدهاند.
پس از دین، اصول آزادی و جمهوریت نیز یکی پس از دیگری قربانی شدند. این مفاهیم، روزبهروز برای جامعه ایران دستنیافتنیتر گشتند. مردم در ابتدا تلاش کردند مطالبات بهحق و اهداف اصلی انقلاب خود را از مسیر انتخابات و اصلاح رویههای اجرایی کشور پیگیری کنند. اوج این تلاش در سال ۷۶ و با انتخاب دولتی که تفکراتش فاصلهای جدی با دیدگاههای شما داشت، نمایان شد.
اما شما از همان ابتدا، با محدود کردن اختیارات دولت منتخب و ایجاد نهادها و تشکلهایی که مستقیماً تحت نظر شما اداره میشدند، نشان دادید که تحمل پذیرش اراده اکثریت مردم را ندارید. اعتراضها و مطالبهگریها ادامه یافت، اما شما این حقوق اولیه را نیز برنتافتید و در انتخابات های بعدی، با حمایت از تفسیر ناعادلانه قانون توسط شورای دست نشانده نگهبان عبارت «نظارت استصوابی» را به جای «نظارت» در قانون گنجاندید تا از این طریق محدودیت های گستردهتری بر حق انتخاب مردم و نامزدها تحمیل کنید و از تکرار آن تجربه قبلی جلوگیری به عمل آورید.
در انتخابات سال ۸۸، تجربه سالهای گذشته به شما نشان داده بود که دولت وقت، با در اختیار داشتن امکانات گسترده تبلیغاتی و بهرهگیری از شعارهای پوپولیستی، شانس بالایی برای پیروزی دارد. با این حال، هرچه به روز انتخابات نزدیکتر شد، آشکار گردید که خشم فروخورده جامعه بار دیگر در قالب حمایت از نامزدی با دیدگاههایی متفاوت از سیاستهای شما در حال بروز است. از آنجا که تکرار تجربه پیشین برایتان غیرقابل تحمل بود، این بار مستقیماً در نتیجه انتخابات دخالت کرده و رأی مردم را نادیده گرفتید و جمهوریت را زیر پای دیکتاتوری خود لگدمال کردید. اعتراض خیابانی مردم به این دخالت آشکار را «فتنه» نامیدید و با بهکارگیری گسترده نهادهای امنیتی، آن را سرکوب کردید.
با این عملکردها، اعتماد عمومی به صندوق رای را سال به سال کاهش دادید و امید جامعه به اصلاح و برگزاری انتخابات آزاد را از میان بردید و اعتراضات را به کف خیابان هدایت کردید. اما مردم ایران نشان دادهاند با سرکوب، از خواستههای خود عقبنشینی نخواهند کرد. پس از آن در مقاطع مختلف، اعتراضات و اعتصابات صنفی، دانشجویی و اجتماعی در مخالفت با سیاستهای غلط اقتصادی، داخلی، خارجی، فرهنگی و حتی مذهبی شما شکل گرفت، اما همواره با بیتوجهی، سرکوب و روشهای غیرقابل قبول پاسخ داده شد. آیا شما نمیدانستید که این فشار مستمر، روزی به فریادهایی خواهد انجامید که گوشتان را خواهد آزرد؟
سیاست های نادرست خارجی جنابعالی و عملکرد دولتی که برای روی کارآمدنش در مقابل خواست ملت ایستادید ، چنان کشور را در دنیا به انزوا رسانده بود که برای بقای حکومت تان دست به دامان کار بلدان سیاست خارجی شدید تا برای مقطعی از زیر این فشار رهایی یابید.
جنبش زنان این سرزمین را هم که کاملاً غیرسیاسی، حقطلبانه و به دنبال مبارزه با حجاب اجباری بود، به وقیحانهترین شکل ممکن سرکوب کردید.
در مقاطع مختلف برای توجیه سرکوب اعتراضات، به تفکر توهم توطئه متوسل شدید و مردم را با برچسبهایی چون دشمن، منافق و فتنهگر نواختید. تا آنکه در ابتدای سال جاری، حمله نظامی دشمن به کشور رخ داد و همین مردم، با وجود همه اختلافات عمیق با شیوه حکمرانی شما، نشان دادند که در دفاع از میهن خود تردیدی ندارند. معترضان و اقشار مختلف با وفاق، وحدت و همدلی در کنار یکدیگر ایستادند تا از کشورشان دفاع کنند.
هرچند این حمله، که خود نتیجه سیاستهای غلط خارجی شما بود، خسارتهای سنگینی به سرمایههای مادی و معنوی ایران وارد کرد، اما پیامی روشن برای شما داشت: اگر واقعاً دغدغه شما سربلندی کشور است، باید به آغوش ملت بازگردید و خواستههای آنان را بپذیرید. با این حال، شما چنان غرق در قدرتطلبی و خودخواهی شدهاید که حتی این همراهی ملی را شایسته قدردانی نیز ندانستید.
سیاستهای نادرست اقتصادی و تحریمهای سنگین خارجی، معیشت مردم را با دشواریهای کمرشکن مواجه کرد. این شرایط، همچون دشتی خشکیده، تنها به جرقهای نیاز داشت تا آتش خشم فروخورده مردم شعلهور شود. اعتراضها که در ابتدا بهصورت اعتصابات کاملاً مسالمتآمیز شکل گرفت، با سخنان توهینآمیز شما و تقسیم مردم به «معترض» و «اغتشاشگر» که بهانهای برای سرکوب گسترده بود، بهتدریج سراسر کشور را فرا گرفت.
اعتراضاتی که میتوانست با تأمین امنیت و صدور مجوز قانونی برای تجمعات، از تبدیل شدنش به ناامنی جلوگیری شود و هزینههای آن را کاهش دهد، به دلیل ناتوانی شما در پذیرش واقعیت، به خشونت کشیده شد. در نهایت، در اوج استیصال، راهی جز توسل به سلاح نیافتید و به سوی مردم شلیک کردید.
آقای خامنهای،
جنایت این بارتان آنچنان سنگین بود که حتی حاضر به پذیرش مستقیم مسئولیت آن نشدید و بار دیگر دشمن و منافقین و ... را مقصر جلوه دادید. روایتی که برای مردم ایران و افکار عمومی جهان ساختید، خود گواهی روشن بر بیکفایتی شماست.
در طول این سالها، برای توجیه هزینه کرد منابع و سرمایه های عظیم کشور در مسیر سیاستهای غلط نظامی، امنیتی و هستهای، تنها استدلال شما «تأمین امنیت» بود. اما اکنون به مردم میگویید که دشمن با سلاح در خیابانها و کوچهها حضور داشته و آنان را به خاک و خون کشیده است. این که خود عذری بدتر از گناه است! اگر چنین بوده، پس شما و نیروهای تحت فرمانتان چه میکردید؟ این همان امنیت وعدهدادهشده به مردم بود؟ همگان میدانند که این روایت، صرفاً تلاشی برای فرار از مسئولیت است.
مردم ایران در طول سالیان، با روشهای مختلف کوشیدند به شما بفهمانند که این سیاستها را نمیخواهند و اصلاح را برای حفظ کشور طلب میکنند؛ اما شما در مقاطع مختلف نشان دادید که تنها بر روش استبداد دینی عمل میکنید و در این راه مجالی برای شنیدن صدای معترضین و مخالفین وجود ندارد. بنابراین برای همه به وضوح روشن گردیده است که تنها راه باقیمانده، عزل شما و کنارهگیریتان از قدرت و سپردن اداره کشور به مردم ایران است.
در پایان، ما معترضان، این بار اعتراض خود را با قلم و بر روی کاغذ، و باز هم بدون اغتشاش، به شما ابلاغ میکنیم. از شما میخواهیم اگر ذرهای علاقه به این خاک و مردمش دارید و برای آیندگان خود ارزشی قائلید، از قدرت کنارهگیری کرده و اداره کشور را به مردم و منتخبین واقعی آنان بسپارید؛ چرا که این راه، برای جلوگیری از تحمیل هزینههای بیشتر به کشور، بهمراتب عاقلانهتر است.
همچنین از مردم شریف ایران، بهویژه نخبگان سیاسی، فرهنگی، هنری، ورزشی و اجتماعی دعوت میکنیم با تأیید و امضای این مرقومه، بار دیگر و به شکلی مدنی، مطالبه به حق خود را به گوش حاکمیت برسانند.
والسلام
بخشی از جامعه معترض و ستمدیده ایران
بهمن ۱۴۰۴
7
The Issue
به نام پروردگار بزرگ، که همواره حامی مظلومان در برابر طاغوتهای ظالم بوده است.
در ابتدا، بر خود لازم میدانیم با هممیهنان آسیبدیده و رنجکشیدهای که در سوگ عزیزان غیور و شجاع خود نشستهاند، صمیمانه ابراز همدردی کنیم. ضمن عرض تسلیت این مصیبت بزرگ به آنان، جاودانه شدن نام عزیزانشان در تاریخ ایران را نیز تبریک و تهنیت میگوییم و به آنان اعلام میداریم که مردم غیور و آزادیخواه ایران، در کنارشان ایستادهاند و خود را ادامهدهنده راه فرزندانشان میدانند.
اما درباره فاجعه و کشتاری که در کشور رخ داده است، مسئولیت هر فرد و نهادی متناسب با میزان اختیارات اوست. از آنجا که رهبر بالاترین سطح اختیارات را دارد و فرمانده کل نیروهای مسلح نظام هم هست، بیشترین مسئولیت نیز متوجه اوست. بر این اساس، ایشان را مسئول اصلی این جنایت و کشتار میدانیم؛ موضوعی که در ادامه این نامه به تبیین جزئیات و دلایل آن خواهیم پرداخت.
آقای خامنهای
عملکرد شما در طول این سالها، که برخاسته از تفکر و سیاستی غلط و غیرقابل اجرا بوده است، باعث شده جامعه ایران، با وجود شایستگیهای فراوان، با سرخوردگی و رنجهای عمیق دست و پنجه نرم کند. اهداف و انگیزههایی که مردم ایران در قالب انقلاب ۵۷ به تحقق آنها امیدوار بودند، امروز به آرزوهایی دستنیافتنی تبدیل شدهاند.
نخستین خیانت بزرگ شما، خیانت به دین، اسلام و جامعه اسلامی این کشور بود. هرچند یکی از نتایج عملکردتان، تأیید عملی این حقیقت بود که اساساً دین باید از حکومت جدا باشد. موضوعی که بسیاری از نخبگان و عالمان دین در ابتدای انقلاب نیز نسبت به آن هشدار داده و این روزها را پیشبینی کرده بودند.
اما نکته دردناک و غیرقابل پذیرش آن است که رهبری شما، عملاً تیشه بر ریشه دین و اسلام در این کشور زد. کشوری که فرهنگ و تاریخ آن پیوندی عمیق و ناگسستنی با اسلام و تشیع دارد، به واسطه عملکرد شما به نقطهای رسیده است که ارائه و حتی دفاع از اسلام در بسیاری از خانوادهها کاری طاقتفرسا شده است. پذیرش دین برای نسلهای جدید بهگونهای نگرانکننده، دشوار و حتی ناممکن گردیده، چرا که این نسلها دین را تنها در قالب عملکرد نادرست حاکمیت دینی و نهادهای به اصطلاح اسلامی ـ که اغلب تحت نظارت مستقیم شما اداره میشوند ـ میبینند و از آن بیزار شدهاند.
پس از دین، اصول آزادی و جمهوریت نیز یکی پس از دیگری قربانی شدند. این مفاهیم، روزبهروز برای جامعه ایران دستنیافتنیتر گشتند. مردم در ابتدا تلاش کردند مطالبات بهحق و اهداف اصلی انقلاب خود را از مسیر انتخابات و اصلاح رویههای اجرایی کشور پیگیری کنند. اوج این تلاش در سال ۷۶ و با انتخاب دولتی که تفکراتش فاصلهای جدی با دیدگاههای شما داشت، نمایان شد.
اما شما از همان ابتدا، با محدود کردن اختیارات دولت منتخب و ایجاد نهادها و تشکلهایی که مستقیماً تحت نظر شما اداره میشدند، نشان دادید که تحمل پذیرش اراده اکثریت مردم را ندارید. اعتراضها و مطالبهگریها ادامه یافت، اما شما این حقوق اولیه را نیز برنتافتید و در انتخابات های بعدی، با حمایت از تفسیر ناعادلانه قانون توسط شورای دست نشانده نگهبان عبارت «نظارت استصوابی» را به جای «نظارت» در قانون گنجاندید تا از این طریق محدودیت های گستردهتری بر حق انتخاب مردم و نامزدها تحمیل کنید و از تکرار آن تجربه قبلی جلوگیری به عمل آورید.
در انتخابات سال ۸۸، تجربه سالهای گذشته به شما نشان داده بود که دولت وقت، با در اختیار داشتن امکانات گسترده تبلیغاتی و بهرهگیری از شعارهای پوپولیستی، شانس بالایی برای پیروزی دارد. با این حال، هرچه به روز انتخابات نزدیکتر شد، آشکار گردید که خشم فروخورده جامعه بار دیگر در قالب حمایت از نامزدی با دیدگاههایی متفاوت از سیاستهای شما در حال بروز است. از آنجا که تکرار تجربه پیشین برایتان غیرقابل تحمل بود، این بار مستقیماً در نتیجه انتخابات دخالت کرده و رأی مردم را نادیده گرفتید و جمهوریت را زیر پای دیکتاتوری خود لگدمال کردید. اعتراض خیابانی مردم به این دخالت آشکار را «فتنه» نامیدید و با بهکارگیری گسترده نهادهای امنیتی، آن را سرکوب کردید.
با این عملکردها، اعتماد عمومی به صندوق رای را سال به سال کاهش دادید و امید جامعه به اصلاح و برگزاری انتخابات آزاد را از میان بردید و اعتراضات را به کف خیابان هدایت کردید. اما مردم ایران نشان دادهاند با سرکوب، از خواستههای خود عقبنشینی نخواهند کرد. پس از آن در مقاطع مختلف، اعتراضات و اعتصابات صنفی، دانشجویی و اجتماعی در مخالفت با سیاستهای غلط اقتصادی، داخلی، خارجی، فرهنگی و حتی مذهبی شما شکل گرفت، اما همواره با بیتوجهی، سرکوب و روشهای غیرقابل قبول پاسخ داده شد. آیا شما نمیدانستید که این فشار مستمر، روزی به فریادهایی خواهد انجامید که گوشتان را خواهد آزرد؟
سیاست های نادرست خارجی جنابعالی و عملکرد دولتی که برای روی کارآمدنش در مقابل خواست ملت ایستادید ، چنان کشور را در دنیا به انزوا رسانده بود که برای بقای حکومت تان دست به دامان کار بلدان سیاست خارجی شدید تا برای مقطعی از زیر این فشار رهایی یابید.
جنبش زنان این سرزمین را هم که کاملاً غیرسیاسی، حقطلبانه و به دنبال مبارزه با حجاب اجباری بود، به وقیحانهترین شکل ممکن سرکوب کردید.
در مقاطع مختلف برای توجیه سرکوب اعتراضات، به تفکر توهم توطئه متوسل شدید و مردم را با برچسبهایی چون دشمن، منافق و فتنهگر نواختید. تا آنکه در ابتدای سال جاری، حمله نظامی دشمن به کشور رخ داد و همین مردم، با وجود همه اختلافات عمیق با شیوه حکمرانی شما، نشان دادند که در دفاع از میهن خود تردیدی ندارند. معترضان و اقشار مختلف با وفاق، وحدت و همدلی در کنار یکدیگر ایستادند تا از کشورشان دفاع کنند.
هرچند این حمله، که خود نتیجه سیاستهای غلط خارجی شما بود، خسارتهای سنگینی به سرمایههای مادی و معنوی ایران وارد کرد، اما پیامی روشن برای شما داشت: اگر واقعاً دغدغه شما سربلندی کشور است، باید به آغوش ملت بازگردید و خواستههای آنان را بپذیرید. با این حال، شما چنان غرق در قدرتطلبی و خودخواهی شدهاید که حتی این همراهی ملی را شایسته قدردانی نیز ندانستید.
سیاستهای نادرست اقتصادی و تحریمهای سنگین خارجی، معیشت مردم را با دشواریهای کمرشکن مواجه کرد. این شرایط، همچون دشتی خشکیده، تنها به جرقهای نیاز داشت تا آتش خشم فروخورده مردم شعلهور شود. اعتراضها که در ابتدا بهصورت اعتصابات کاملاً مسالمتآمیز شکل گرفت، با سخنان توهینآمیز شما و تقسیم مردم به «معترض» و «اغتشاشگر» که بهانهای برای سرکوب گسترده بود، بهتدریج سراسر کشور را فرا گرفت.
اعتراضاتی که میتوانست با تأمین امنیت و صدور مجوز قانونی برای تجمعات، از تبدیل شدنش به ناامنی جلوگیری شود و هزینههای آن را کاهش دهد، به دلیل ناتوانی شما در پذیرش واقعیت، به خشونت کشیده شد. در نهایت، در اوج استیصال، راهی جز توسل به سلاح نیافتید و به سوی مردم شلیک کردید.
آقای خامنهای،
جنایت این بارتان آنچنان سنگین بود که حتی حاضر به پذیرش مستقیم مسئولیت آن نشدید و بار دیگر دشمن و منافقین و ... را مقصر جلوه دادید. روایتی که برای مردم ایران و افکار عمومی جهان ساختید، خود گواهی روشن بر بیکفایتی شماست.
در طول این سالها، برای توجیه هزینه کرد منابع و سرمایه های عظیم کشور در مسیر سیاستهای غلط نظامی، امنیتی و هستهای، تنها استدلال شما «تأمین امنیت» بود. اما اکنون به مردم میگویید که دشمن با سلاح در خیابانها و کوچهها حضور داشته و آنان را به خاک و خون کشیده است. این که خود عذری بدتر از گناه است! اگر چنین بوده، پس شما و نیروهای تحت فرمانتان چه میکردید؟ این همان امنیت وعدهدادهشده به مردم بود؟ همگان میدانند که این روایت، صرفاً تلاشی برای فرار از مسئولیت است.
مردم ایران در طول سالیان، با روشهای مختلف کوشیدند به شما بفهمانند که این سیاستها را نمیخواهند و اصلاح را برای حفظ کشور طلب میکنند؛ اما شما در مقاطع مختلف نشان دادید که تنها بر روش استبداد دینی عمل میکنید و در این راه مجالی برای شنیدن صدای معترضین و مخالفین وجود ندارد. بنابراین برای همه به وضوح روشن گردیده است که تنها راه باقیمانده، عزل شما و کنارهگیریتان از قدرت و سپردن اداره کشور به مردم ایران است.
در پایان، ما معترضان، این بار اعتراض خود را با قلم و بر روی کاغذ، و باز هم بدون اغتشاش، به شما ابلاغ میکنیم. از شما میخواهیم اگر ذرهای علاقه به این خاک و مردمش دارید و برای آیندگان خود ارزشی قائلید، از قدرت کنارهگیری کرده و اداره کشور را به مردم و منتخبین واقعی آنان بسپارید؛ چرا که این راه، برای جلوگیری از تحمیل هزینههای بیشتر به کشور، بهمراتب عاقلانهتر است.
همچنین از مردم شریف ایران، بهویژه نخبگان سیاسی، فرهنگی، هنری، ورزشی و اجتماعی دعوت میکنیم با تأیید و امضای این مرقومه، بار دیگر و به شکلی مدنی، مطالبه به حق خود را به گوش حاکمیت برسانند.
والسلام
بخشی از جامعه معترض و ستمدیده ایران
بهمن ۱۴۰۴
7
The Decision Makers
Petition Updates
Share this petition
Petition created on February 18, 2026