درخواست از پن بینالملل برای حمایت از جامعهی تحت سرکوب و خشونت ایران


درخواست از پن بینالملل برای حمایت از جامعهی تحت سرکوب و خشونت ایران
The Issue
هیچ انقلابی بدون کلمه آغاز نشده است؛”
پیش از آنکه خیابانها پر شوند، زبان بیدار میشود.”
اعضای محترم پن بینالملل،
نویسندگان، شاعران و وجدانهای بیدارِ زبان،
این نامه را از دلِ لحظهای مینویسیم که در آن، مردم ایران نه فقط از حق اعتراض، بلکه از ابتدائیترین حقوق انسانی خود محروم شدهاند. جمهوری اسلامی ایران، در مواجهه با اعتراضات گسترده و مردمی، بهجای شنیدن صداها، به خاموشکردن جهان متوسل شده است: قطع سراسری اینترنت، تلفنهای همراه و حتی تلفنهای ثابت؛ قطع برق و آب؛ و در نهایت، قطع حیات.
آنچه امروز در ایران جریان دارد، صرفاً «سرکوب» نیست؛ شکلی سازمانیافته از خشونت عریان و کشتار جمعی است. حاکمیت، با محاصرهی ارتباطی شهرها، تلاش میکند نهفقط بدنها، که روایتها را نیز به قتل برساند. سکوتِ تحمیلی، ابزار اصلی این سرکوب است: سکوتی که با گلوله، بازداشت، شکنجه و ناپدیدسازی تکمیل میشود.
در چنین وضعیتی، ادبیات و زبان، آخرین پناه حقیقتاند. وقتی تصویر ممنوع میشود، کلمه شهادت میدهد؛ وقتی صدا خفه میشود، متن حافظه میشود. جمهوری اسلامی میداند که خطر اصلی، تنها تجمع مردم نیست بلکه روایت شدنِ رنج آنهاست. به همین دلیل، پیش از شلیک، ارتباط را قطع میکند.
ما از پن بینالملل، بهعنوان نهادی که بهطور تاریخی در دفاع از آزادی بیان و نویسندگان تحت ستم ایستاده است، انتظار داریم که در برابر این جنایت سیستماتیک سکوت نکند. سکوت در برابر قطع زبان، همدستی با سرکوب است. امروز نویسندگان، روزنامهنگاران، شاعران و شهروندان ایرانی، نه فقط برای آزادی، که برای حق گفتن و شنیدهشدن جان میدهند.
همبستگی شما، بیانیههای رسمی، فشارهای بینالمللی و ثبت این جنایات در حافظهی جهانی، میتواند بخشی از این محاصرهی مرگبار را بشکند. ادبیات، اگر قرار است معنایی داشته باشد، دقیقاً در چنین لحظههایی معنا پیدا میکند.
«قدرت میتواند بدنها را درهم بشکند،
اما این کلمه است که تاریخ را مینویسد
و هیچ حکومتی تا ابد، توانِ خاموشکردن زبان را ندارد.»
با احترام
جمعی از نویسندگان، شاعران، مترجمان، منتقدان و فعالان فرهنگی

333
The Issue
هیچ انقلابی بدون کلمه آغاز نشده است؛”
پیش از آنکه خیابانها پر شوند، زبان بیدار میشود.”
اعضای محترم پن بینالملل،
نویسندگان، شاعران و وجدانهای بیدارِ زبان،
این نامه را از دلِ لحظهای مینویسیم که در آن، مردم ایران نه فقط از حق اعتراض، بلکه از ابتدائیترین حقوق انسانی خود محروم شدهاند. جمهوری اسلامی ایران، در مواجهه با اعتراضات گسترده و مردمی، بهجای شنیدن صداها، به خاموشکردن جهان متوسل شده است: قطع سراسری اینترنت، تلفنهای همراه و حتی تلفنهای ثابت؛ قطع برق و آب؛ و در نهایت، قطع حیات.
آنچه امروز در ایران جریان دارد، صرفاً «سرکوب» نیست؛ شکلی سازمانیافته از خشونت عریان و کشتار جمعی است. حاکمیت، با محاصرهی ارتباطی شهرها، تلاش میکند نهفقط بدنها، که روایتها را نیز به قتل برساند. سکوتِ تحمیلی، ابزار اصلی این سرکوب است: سکوتی که با گلوله، بازداشت، شکنجه و ناپدیدسازی تکمیل میشود.
در چنین وضعیتی، ادبیات و زبان، آخرین پناه حقیقتاند. وقتی تصویر ممنوع میشود، کلمه شهادت میدهد؛ وقتی صدا خفه میشود، متن حافظه میشود. جمهوری اسلامی میداند که خطر اصلی، تنها تجمع مردم نیست بلکه روایت شدنِ رنج آنهاست. به همین دلیل، پیش از شلیک، ارتباط را قطع میکند.
ما از پن بینالملل، بهعنوان نهادی که بهطور تاریخی در دفاع از آزادی بیان و نویسندگان تحت ستم ایستاده است، انتظار داریم که در برابر این جنایت سیستماتیک سکوت نکند. سکوت در برابر قطع زبان، همدستی با سرکوب است. امروز نویسندگان، روزنامهنگاران، شاعران و شهروندان ایرانی، نه فقط برای آزادی، که برای حق گفتن و شنیدهشدن جان میدهند.
همبستگی شما، بیانیههای رسمی، فشارهای بینالمللی و ثبت این جنایات در حافظهی جهانی، میتواند بخشی از این محاصرهی مرگبار را بشکند. ادبیات، اگر قرار است معنایی داشته باشد، دقیقاً در چنین لحظههایی معنا پیدا میکند.
«قدرت میتواند بدنها را درهم بشکند،
اما این کلمه است که تاریخ را مینویسد
و هیچ حکومتی تا ابد، توانِ خاموشکردن زبان را ندارد.»
با احترام
جمعی از نویسندگان، شاعران، مترجمان، منتقدان و فعالان فرهنگی

333
Supporter Voices
Petition Updates
Share this petition
Petition created on January 10, 2026