طرح فرمان (ثبت نام کودکان مهاجر، بازمانده از تحصیلِ بدون اوراق هویت) وایجاد موانع

The Issue

نامه‌های سرگشاده به آقای رییس‌جمهور،
نامه‌هایی که هیچ پاسخی نمی‌گیرد!!
"طرح فرمان" (ثبت نام کودکان مهاجر، بازمانده از تحصیلِ بدون اوراق هویت) وایجاد موانع.
آغاز دوباره حذف کودکان پناهنده بدون اوراق هویت از مدارس پس از چهارمین سال

قبل از شروع بحث راجع به مشکلات ایجادشده برای کودکان پناهنده‌ی بازمانده از تحصیل، در رابطه با "طرح فرمان" مایل‌ام به جمع‌بندی کوتاهی از اتفاقات اخیر بپردازم که با این بحث ارتباط دارد. همان‌طور که می‌دانید در نوامبر 1989 برخی از خواسته‌هایی که حق مسلم کودکان است، به‌شکل بین‌المللی در قالب "کنوانسیون حقوق کودک" به تصویب رسیده و جمهوری اسلامی نیز آن را امضا کرده است. این کنوانسیون چهار جهت‌گیریِ همسو با حق کودکان را به رسمیت شناخته‌ و الزام‌آور نموده است:
۱ـ تأمین حقوق و نیازهای اصلی کودک؛
۲ـ حمایت از کودکان در برابر استثمار، بازداشت خودسرانه و غیره؛
۳ـ پیشگیری از ایراد آسیب به کودکان به‌مثابه وظیفه و تکلیف جامعه؛
۴ـ حق مشارکت کودکان و برخورداری از حق اظهارنظر.

اینک پس از ده سال (یا به‌عبارتی پس از چهل سال) سرانجام کلیات لایحه حمایت از کودکان در مجلس شورای اسلامی طرح و در آستانه تصویب است. اما چگونه است که کودک از "کودک بودن" محروم می‌شود؛ هم در خیابان؛ هم در محیط کار؛ هم در تحصیل و هم در زندگی کودکانه و بقا. مشکل کجاست؟ پدیده‌ای با این درجه از اهمیت که هر کسی درباره آن صحبت می‌کند، چرا به نتیجه نمی‌رسد؟
نقطه ضعف اساسی در رابطه با دست‌یابی به حقوق کودک در آن است که کودک "کارگر" نیست، "معلم" نیست، "مهندس" نیست، "پرستار" نیست که وقتی مطالبه‌ای دارد، بتواند آن را خودش فریاد کند. درنتیجه به ‌اجبار دیگران، یعنی بزرگترها باید این کار را بکنند. وظیفه‌ی "بزرگترها" است که از حق کودکان دفاع کنند. درواقع، نیروهای موجود و مخالف شرایط بد کودک در جامعه، باید از این زاویه به قضیه نگاه کنند. به یقین با انتظار کشیدن به نتیجه‌ی مطلوب نخواهیم رسید. اگر بخواهیم فضایی ایجاد کنیم که کودک مطالبات‌اش را همین امروز محقق ببیند، بایست چاره‌ای دیگر اندیشید. تجربه ثابت کرده است عملاً نمی‌توانیم به نتیجه برسیم، مگر شرایطی ایجاد کنیم که جامعه نسبت به معضلات کودکان حساس شود و به‌جای کودک نسبت به این معضلات واکنش نشان دهد. تا این موضوع حل نشود یا به عبارت دیگر تا جامعه نتواند یا نخواهد نسبت به این قضیه دخالت‌گری داشته باشد، ره به جایی نخواهیم برد.
در حال حاضر شاهدیم که کارگران و معلمان به‌رغم سرکوب‌ها و دشواری‌ها با اعتراضات خود کم‌وبیش امکان رسیدن به مطالبات‌شان را می‌توانند فراهم کنند، چراکه جایگاه اجتماعی و اقتصادی این طبقات و اقشار، واضح و مشخص است. اما شرایط ویژه‌ی کودک باعث شده این شرایط برای آن‌ها مهیا نباشد. ریشه‌ی این مشکل در اینجاست؛ ریشه‌اش در عدم‌مطالبه‌گری جامعه است. باید کوشش‌ها را بر این امر متمرکز کرد. درغیر‌این‌صورت، صورت‌مسئله همچنان باقی می‌ماند و تبدیل به موضوعی سلیقه‌ای می‌شود.
حتی با تصویب لایحه حمایت از کودکان، ماده‌ی ۳۰ قانون اساسی (تحصیل رایگان تا مقطع متوسطه)، طرح فرمان و پیمان‌نامه حقوق کودک سازمان ملل، تا زمانی که جایگاه اقدام دخالت‌گریانه‌ی آزاد جامعه مشخص نشود، این داستان همچنان ادامه خواهد داشت!
"طرح فرمان" از جانب بالاترین مقام کشور صادر می‌شود، ولی بعد از چهار سال هنوز راهکاری آسان برای ورود کودکان مهاجرِ بازمانده از تحصیل، به مدارس کشور ارائه نشده است. مشکلات همان‌گونه که سال‌های گذشته در نامه‌هایی به رییس جمهور مطرح کردیم، همچنان به قوت خود باقی است:
۱ـ عدم تمكن مالی خانواده‌های این کودکان و دريافت هزينه درقالب شهريه، كمك‌های مردمی، هزينه لباس فرم مدرسه، لوازم‌التحرير، بیمه و...، مهم‌ترین دلیل تداوم بازماندگی این کودکان از تحصیل است.
۲ـ عدم اطلاع‌رسانی همگانی رسانه‌های ارتباط‌جمعی نظیر صداوسیما درخصوص "طرح فرمان" و تعيين بازه زمانی كوتاه‌‌مدت پنج‌روزه به‌منظور دريافت برگه كفالت؛ و ارجاع زمان‌بر و پرپیچ‌وخم خانواده‌ها به اداره اتباع و دفاتر اسناد رسمی و هزینه‌های رایج آن‌ها، دیگر عوامل در ماندنِ كودكان پشت درهای مدرسه است.
۳ـ پر بودن ظرفيت كلاس‌ها و همچنبن ارجاع دانش‌آموزان به مدارسی دور از محل سكونت‌شان.
۴ـ بخشنامه‌های ضدونقيض و ديرهنگام ازطرف آموزش و پرورش مناطق.
۵ـ عدم توجه به ناهماهنگی سن دانش‌آموزان با پايه‌ی آموزشی مربوطه و تعيين سطح ضرب‌الاجلی و اخذ هزینه ، بدون درنظر گرفتن شرايط محروميت از تحصيل اين كودكان.
۶- مشاهده برخی برخوردهای تبعیض آمیز و غیرمحترمانه با خانواده ها و کودکان در زمان ثبت نام و در حین سال تحصیلی و البته ضرورت توجه به سلامت جسمی، تغذیه مناسب، ارتقای سطح نشاط دانش آموزان، پیشگیری از آسیب های اجتماعی، تامین امکانات تربیت بدنی، تامین نیازها و امکانات مرتبط با زبان مادری دانش آموزان، پیشگیری از ناهنجاری های قامتی، تامین ملزومات رشد همه جانبه؛ و مواردی دیگر از این دست، به شدت احساس می شود.
در سال جدید تحصیلی علاوه بر موارد مطرح‌شده، مشکلات جدیدی نیز اضافه شده است:
ــ افرادی که نتوانستند در سال گذشته به هر دلیلی ثبت‌نام کنند، باید مدرکی دال بر ۲ سال سکونت در ایران را ارایه دهند که این امر علاوه بر زیر سؤال بردن "طرح فرمان"، نشان می‌دهد که به‌طور رسمی تا ۲ سال از تحصیل محروم خواهند ماند. در ضمن بازمانده از تحصیل فاقد اوراق هویت، مدرکی ندارد، چه برسد به ارائه آن!!
ــ الزام ارائه کارنامه توسط کودکان مهاجر در حالی صورت گرفته است که همچنان در سال گذشته مدارس ـ به‌ویژه در شهرستان‌ها به‌دلیل کمبود ظرفیت، کبر سن کودکان و عدم‌توانایی پرداخت شهریه ـ از ثبت‌نام کودکان مهاجر سر باز زده‌اند. این کودکان به امید حل مشکلات در طول سال مشغول به تحصیل بوده‌اند (در "ان‌جی‌او"ها و...) برای آنها این ادعا که صرفاً در زمان صدور کارت حمایت تحصیلی به ایران مهاجرت کرده‌اند، مصداق ندارد.
ــ در سال جاری صدور کارت حمایت تحصیلی مشروط به حضور در ایران، شرکت در سرشماری سال گذشته و تحصیل در سال گذشته شده است که این مسأله به‌مثابه نقض "طرح فرمان" است که در آن از عبارت "هیچ کودک افغانستانی نباید از تحصیل جا بماند" استفاده شده است و همچنین نقض مواد مختلف کنوانسیون حقوق کودک را نیز شامل می‌شود.
ــ ارائه کارت حمایت تحصیلی مشروط به حضور سرپرست در دفاتر کفالت شده است، درحالی که بسیاری از این افراد یا ازنظر سلامتی دچار مشکل هستند یا کودک، بدون حضور سرپرست در کشور اقامت دارد.
ــ عدم پاسخگویی مناسب ازطرف دفاتر کفالت.
ــ بسته شدن یا نقل‌مکان برخی از دفاتر کفالت در سال گذشته، مانند دفتر کفالت ۱۴۲٨ شهرری و امتناع دفتر کفالت نزدیک بعدی از پذیرش خانواده‌هایی که از دفتر قبلی برگه داشته‌اند.

آقای رییس‌جمهور
همان‌گونه که مستحضر هستید، تحصیل رایگان و اجباری، حق بدیهی و اولیه‌ی هر کودک در جهان است. در کشور ما نیز باید بدون هیچ بوروکراسی و به‌شکلی آسان در دسترس هر کودکی قرار داشته باشد.
همین امروز، درهای مدارس را به‌روی تمام کودکان بازمانده از تحصیل و کودکان مهاجر بگشاییم.
فردا بسیار دیر و جبران‌ناپذیرخواهد بود.

رونوشت به:
ــ دفتر ریاست جمهوری اسلامی ایران
ــ وزارت آموزش وپرورش
ــ معاونت پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه
ــ وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران
ــ سازمان بهزیستی جمهوری اسلامی ایران
ــ وزارت کار و تعاون جمهوری اسلامی ایران.

 

avatar of the starter
unkownPetition Starter
This petition had 1,788 supporters

The Issue

نامه‌های سرگشاده به آقای رییس‌جمهور،
نامه‌هایی که هیچ پاسخی نمی‌گیرد!!
"طرح فرمان" (ثبت نام کودکان مهاجر، بازمانده از تحصیلِ بدون اوراق هویت) وایجاد موانع.
آغاز دوباره حذف کودکان پناهنده بدون اوراق هویت از مدارس پس از چهارمین سال

قبل از شروع بحث راجع به مشکلات ایجادشده برای کودکان پناهنده‌ی بازمانده از تحصیل، در رابطه با "طرح فرمان" مایل‌ام به جمع‌بندی کوتاهی از اتفاقات اخیر بپردازم که با این بحث ارتباط دارد. همان‌طور که می‌دانید در نوامبر 1989 برخی از خواسته‌هایی که حق مسلم کودکان است، به‌شکل بین‌المللی در قالب "کنوانسیون حقوق کودک" به تصویب رسیده و جمهوری اسلامی نیز آن را امضا کرده است. این کنوانسیون چهار جهت‌گیریِ همسو با حق کودکان را به رسمیت شناخته‌ و الزام‌آور نموده است:
۱ـ تأمین حقوق و نیازهای اصلی کودک؛
۲ـ حمایت از کودکان در برابر استثمار، بازداشت خودسرانه و غیره؛
۳ـ پیشگیری از ایراد آسیب به کودکان به‌مثابه وظیفه و تکلیف جامعه؛
۴ـ حق مشارکت کودکان و برخورداری از حق اظهارنظر.

اینک پس از ده سال (یا به‌عبارتی پس از چهل سال) سرانجام کلیات لایحه حمایت از کودکان در مجلس شورای اسلامی طرح و در آستانه تصویب است. اما چگونه است که کودک از "کودک بودن" محروم می‌شود؛ هم در خیابان؛ هم در محیط کار؛ هم در تحصیل و هم در زندگی کودکانه و بقا. مشکل کجاست؟ پدیده‌ای با این درجه از اهمیت که هر کسی درباره آن صحبت می‌کند، چرا به نتیجه نمی‌رسد؟
نقطه ضعف اساسی در رابطه با دست‌یابی به حقوق کودک در آن است که کودک "کارگر" نیست، "معلم" نیست، "مهندس" نیست، "پرستار" نیست که وقتی مطالبه‌ای دارد، بتواند آن را خودش فریاد کند. درنتیجه به ‌اجبار دیگران، یعنی بزرگترها باید این کار را بکنند. وظیفه‌ی "بزرگترها" است که از حق کودکان دفاع کنند. درواقع، نیروهای موجود و مخالف شرایط بد کودک در جامعه، باید از این زاویه به قضیه نگاه کنند. به یقین با انتظار کشیدن به نتیجه‌ی مطلوب نخواهیم رسید. اگر بخواهیم فضایی ایجاد کنیم که کودک مطالبات‌اش را همین امروز محقق ببیند، بایست چاره‌ای دیگر اندیشید. تجربه ثابت کرده است عملاً نمی‌توانیم به نتیجه برسیم، مگر شرایطی ایجاد کنیم که جامعه نسبت به معضلات کودکان حساس شود و به‌جای کودک نسبت به این معضلات واکنش نشان دهد. تا این موضوع حل نشود یا به عبارت دیگر تا جامعه نتواند یا نخواهد نسبت به این قضیه دخالت‌گری داشته باشد، ره به جایی نخواهیم برد.
در حال حاضر شاهدیم که کارگران و معلمان به‌رغم سرکوب‌ها و دشواری‌ها با اعتراضات خود کم‌وبیش امکان رسیدن به مطالبات‌شان را می‌توانند فراهم کنند، چراکه جایگاه اجتماعی و اقتصادی این طبقات و اقشار، واضح و مشخص است. اما شرایط ویژه‌ی کودک باعث شده این شرایط برای آن‌ها مهیا نباشد. ریشه‌ی این مشکل در اینجاست؛ ریشه‌اش در عدم‌مطالبه‌گری جامعه است. باید کوشش‌ها را بر این امر متمرکز کرد. درغیر‌این‌صورت، صورت‌مسئله همچنان باقی می‌ماند و تبدیل به موضوعی سلیقه‌ای می‌شود.
حتی با تصویب لایحه حمایت از کودکان، ماده‌ی ۳۰ قانون اساسی (تحصیل رایگان تا مقطع متوسطه)، طرح فرمان و پیمان‌نامه حقوق کودک سازمان ملل، تا زمانی که جایگاه اقدام دخالت‌گریانه‌ی آزاد جامعه مشخص نشود، این داستان همچنان ادامه خواهد داشت!
"طرح فرمان" از جانب بالاترین مقام کشور صادر می‌شود، ولی بعد از چهار سال هنوز راهکاری آسان برای ورود کودکان مهاجرِ بازمانده از تحصیل، به مدارس کشور ارائه نشده است. مشکلات همان‌گونه که سال‌های گذشته در نامه‌هایی به رییس جمهور مطرح کردیم، همچنان به قوت خود باقی است:
۱ـ عدم تمكن مالی خانواده‌های این کودکان و دريافت هزينه درقالب شهريه، كمك‌های مردمی، هزينه لباس فرم مدرسه، لوازم‌التحرير، بیمه و...، مهم‌ترین دلیل تداوم بازماندگی این کودکان از تحصیل است.
۲ـ عدم اطلاع‌رسانی همگانی رسانه‌های ارتباط‌جمعی نظیر صداوسیما درخصوص "طرح فرمان" و تعيين بازه زمانی كوتاه‌‌مدت پنج‌روزه به‌منظور دريافت برگه كفالت؛ و ارجاع زمان‌بر و پرپیچ‌وخم خانواده‌ها به اداره اتباع و دفاتر اسناد رسمی و هزینه‌های رایج آن‌ها، دیگر عوامل در ماندنِ كودكان پشت درهای مدرسه است.
۳ـ پر بودن ظرفيت كلاس‌ها و همچنبن ارجاع دانش‌آموزان به مدارسی دور از محل سكونت‌شان.
۴ـ بخشنامه‌های ضدونقيض و ديرهنگام ازطرف آموزش و پرورش مناطق.
۵ـ عدم توجه به ناهماهنگی سن دانش‌آموزان با پايه‌ی آموزشی مربوطه و تعيين سطح ضرب‌الاجلی و اخذ هزینه ، بدون درنظر گرفتن شرايط محروميت از تحصيل اين كودكان.
۶- مشاهده برخی برخوردهای تبعیض آمیز و غیرمحترمانه با خانواده ها و کودکان در زمان ثبت نام و در حین سال تحصیلی و البته ضرورت توجه به سلامت جسمی، تغذیه مناسب، ارتقای سطح نشاط دانش آموزان، پیشگیری از آسیب های اجتماعی، تامین امکانات تربیت بدنی، تامین نیازها و امکانات مرتبط با زبان مادری دانش آموزان، پیشگیری از ناهنجاری های قامتی، تامین ملزومات رشد همه جانبه؛ و مواردی دیگر از این دست، به شدت احساس می شود.
در سال جدید تحصیلی علاوه بر موارد مطرح‌شده، مشکلات جدیدی نیز اضافه شده است:
ــ افرادی که نتوانستند در سال گذشته به هر دلیلی ثبت‌نام کنند، باید مدرکی دال بر ۲ سال سکونت در ایران را ارایه دهند که این امر علاوه بر زیر سؤال بردن "طرح فرمان"، نشان می‌دهد که به‌طور رسمی تا ۲ سال از تحصیل محروم خواهند ماند. در ضمن بازمانده از تحصیل فاقد اوراق هویت، مدرکی ندارد، چه برسد به ارائه آن!!
ــ الزام ارائه کارنامه توسط کودکان مهاجر در حالی صورت گرفته است که همچنان در سال گذشته مدارس ـ به‌ویژه در شهرستان‌ها به‌دلیل کمبود ظرفیت، کبر سن کودکان و عدم‌توانایی پرداخت شهریه ـ از ثبت‌نام کودکان مهاجر سر باز زده‌اند. این کودکان به امید حل مشکلات در طول سال مشغول به تحصیل بوده‌اند (در "ان‌جی‌او"ها و...) برای آنها این ادعا که صرفاً در زمان صدور کارت حمایت تحصیلی به ایران مهاجرت کرده‌اند، مصداق ندارد.
ــ در سال جاری صدور کارت حمایت تحصیلی مشروط به حضور در ایران، شرکت در سرشماری سال گذشته و تحصیل در سال گذشته شده است که این مسأله به‌مثابه نقض "طرح فرمان" است که در آن از عبارت "هیچ کودک افغانستانی نباید از تحصیل جا بماند" استفاده شده است و همچنین نقض مواد مختلف کنوانسیون حقوق کودک را نیز شامل می‌شود.
ــ ارائه کارت حمایت تحصیلی مشروط به حضور سرپرست در دفاتر کفالت شده است، درحالی که بسیاری از این افراد یا ازنظر سلامتی دچار مشکل هستند یا کودک، بدون حضور سرپرست در کشور اقامت دارد.
ــ عدم پاسخگویی مناسب ازطرف دفاتر کفالت.
ــ بسته شدن یا نقل‌مکان برخی از دفاتر کفالت در سال گذشته، مانند دفتر کفالت ۱۴۲٨ شهرری و امتناع دفتر کفالت نزدیک بعدی از پذیرش خانواده‌هایی که از دفتر قبلی برگه داشته‌اند.

آقای رییس‌جمهور
همان‌گونه که مستحضر هستید، تحصیل رایگان و اجباری، حق بدیهی و اولیه‌ی هر کودک در جهان است. در کشور ما نیز باید بدون هیچ بوروکراسی و به‌شکلی آسان در دسترس هر کودکی قرار داشته باشد.
همین امروز، درهای مدارس را به‌روی تمام کودکان بازمانده از تحصیل و کودکان مهاجر بگشاییم.
فردا بسیار دیر و جبران‌ناپذیرخواهد بود.

رونوشت به:
ــ دفتر ریاست جمهوری اسلامی ایران
ــ وزارت آموزش وپرورش
ــ معاونت پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه
ــ وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران
ــ سازمان بهزیستی جمهوری اسلامی ایران
ــ وزارت کار و تعاون جمهوری اسلامی ایران.

 

avatar of the starter
unkownPetition Starter

The Decision Makers

آقای رییس‌جمهور
آقای رییس‌جمهور

Petition Updates

Share this petition

Petition created on September 5, 2018